به آخر که رسیدیم گفت : بازی برد و باخت داره . . . بغض کردمو آروم گفتم: نااااااامرد من باتو زندگی کردم نه بازی . . . اگه میخای به من تکیه کنی، تکیه کن... فقط بدان که من، دیواری ترک خورده ام...!!! تحمل تکیه را دارم اما ضربه نه....! آدمی را دیدم با سایه درد و دل میکرد چه رنجی میکشد وقتی هوا ابریست ... دلم گرفته.... خدایا... دلم گرفته،بیا باهم قدم بزنیم! باران از تو... سیگار از من... همیشه در ریاضیات ضعیف بودم... سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه تو،شد فقط من؟؟؟؟؟ گفتم بگو سکوت کردی و رفتی... ....من هنوز دارم گوش میدم!!!
برآنچه گذشت وآنچه شکست حسرت نخور!!!
زندگی اگه زیبا بود با گریه شروع نمیشد....
قالب جديد وبلاگ پيچك دات نت |